تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

353

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ » . « 1 » جامع الكلم و هادى الامّه كه پيغمبر ماست از كلمات تامه است ، و وجه جامع الكلم بودن ، اين است كه : بعضى از موجودات ناقص هستند و نمىتوانند حفظ كمالات نموده و آداب عالم بالا را كاملًا رعايت بنمايند و بعضى از موجودات هستند كه چون ترقى كرده و محو عالم بالا شدند ، براى آنها نسبت به پايين حالت غفلت اتفاق مىافتد . اين است كه مىبينى وقتى كسانى كه بايد به مرتبه‌اى كه قابليت آن را دارند برسند ، به آن مرتبه مىرسند ، كمال آن عالم آنها را محو نموده و آنها ديگر نمىتوانند با پايين مراوده داشته باشند و چه بسا امور زندگى طبيعى ، از كف آنها خارج شده و ديگر نمىتوانند در آن امور مشى كنند و اى بسا به چنين اشخاصى نسبت بُله و جنون بدهند . ولى آن كسى كه به آن مقام عالى رسيد و تمام اسماء و صفات در او تجلى كرد ، در عين حال كه آداب و شئون آن عالم را حفظ مىكند ، آداب و شئون امور اين عالم را هم حفظ مىنمايد و آن عظمت تجليات كه ممكن است به نحو امكان طلوع كند در او طلوع مىنمايد و ليكن از بس كه وجود او كامل است ، باعث انمحاء اين تجليات جزئيه در طبيعت نمىشود و هم آداب عالم بالا را و هم آداب اين عالم را حفظ مىنمايد . او مثل ما نيست كه نتواند آداب عالم بالا را حفظ نمايد كه به همين جهت ملائكة اللّه و اولياء اللّه ما را مجنون و ديوانه مىدانند ؛ زيرا جنون آن است كه انسان نتواند آداب را حفظ كند ، مثلًا ما در اينجا به كسى كه به واسطهء اختلال عقلى نمىتواند آداب معاشرت و وضع زندگى را تشخيص دهد كه چه چيزى مناسب با هر مقامى است ، مجنون مىگوييم و لذا اگر ما هم ضعيف بوده و نتوانيم پاكى و روحانيت را كه از آداب عالم بالاست مراعات كنيم ، البته جنون داريم . ما نه‌تنها نمىتوانيم آداب عالم بالا

--> ( 1 ) - آل عمران ( 3 ) : 45 .